مردم علیه مردم
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
نظام به پشتوانه آن چهل میلیون رأی، از آشوبطلب و منافق و فتنهگر خواندنِ این جمعیت معترض و تحقیر و سرکوب آنها هیچ ابایی ندارد. میدانید یعنی چه؟ یعنی انگشتهای جوهری تک تک شما رأی دهندهها، مهر تاییدی بود بر مشروعیت این نظام ظلم و ستم. در این استبداد خونین هر چیز چماقی است بر سر مردم بیدفاع و جان به لب ر...
طعم تلخ سیاست -۴
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
حکومت میگوید تجمعات باید مسالمتآمیز و در چارچوب قانون باشد. اما نکته این است که حکومتهای استبدادی کمترین مخالفت و اعتراض را برنمیتابند، یا نباید تجمع و اعتراضی صورت بگیرد یا اگر گرفت باید سرکوب شود. اما سرکوب قطعاً تشویش اذهان عموم را در پی دارد و بسیار برای قدرت هزینهبر است. قدرتها همواره حربههایی ...
لیک بیمرگ است دقیانوس
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
باز میگویند فردای دگر صبر کن تا دیگری پیدا شود کاوهای پیدا نخواهد شد «امید» کاشکی اسکندری پیدا شود... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط ...
روزی که آسمان میریخت
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
کودکی در کنار دریا، بیقرار. باد دست در موهایش کرده بود. گمانم میخندید. آری میخندید. به جز خنده نمیدانست. دنیای کودک کوچک بود، هنوز زیر سمّ اسبهای راهوار زمان نلرزیده بود. کودک لرزیده بود. کمی سرد شاید، کمی خنکای نسیم، شاید هم کمی پاییز. روی ماسههای ناصبور ساحل سبکبال و سبکبار میدوید، شاید هم روی دشت...
پست صوتی- برای او
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
هر لحظه با من باش... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" val...
پرسه در حوالی سکوت- ۲
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
و بهشت، بالحقیقة عدم است. زیرا در آن عالمْ همگنان در وحدتی بسیط غرقهاند، و بدان که جملگی واحدند و جملگی اَحد. لیک وجود، عالَم کثرت باشد. از آن روی که وجود هماره در حال تجلّی است. و یا مَنْ لا وجودَ لَه...
پرسه درحوالی سکوت -۳ [نجواهای فروخورده]
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 18:49
آغاز دل کندن. ابتدای دلتنگی این روزها: فروپاشیِ تدریجی یک رؤیا. سیگاری دود میکنم و آرام نظاره میکنم تو را [شاید هم سقوط غمانگیز خود را...]
أدِر آن کأسِ بی مِی را...
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 1:10
کو زندگی؟ بدهید ما هم بکنیمش
شکواییهای در وداع
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 1:10
و گیسوی بلند تو بوَد یلداترین شبهای بیانجامِ از زهر شراب فرقت و هجران تو لبریز و صدپاره و آواره و بی نام و نشان مانده در آن همواره ظلمتهای بدآئینِ در موج جنون و حیرت و نسیان و وهمآلودگیهای خیال عارضِ سرخت فرومانده، جا مانده...
پرسه در حوالیِ سکوت
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 1:10
بهشتی وجود ندارد جوان. "وجود"، خودْ جهنم است...
آواره
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 1:58
و غمگینم چنان مردی که همخواب رقیبانش شود آن کس که آتشها فکنده در دل تبدار و غمپرورده و محزونِ از هجر و غمِ عشقش به صحراها و هرجاها درافتاده... و غمگینم بسانِ او، و هر مجنونِ از هجران هر لیلی به غم افتاده و خاموش و صدپاره، آواره...
بهترین کلمات دنیا
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 9:45
خدا میداند چقدر خوابم میآید. مطلب مهمی را کشف کردم که باید حتما بنویسمش. شاید مهمترین نوشتهی همهی عمرم باشد. یکی دو ساعت پیش به ذهنم رسید. تا چند دقیقه دهان خودم از تعجب باز مانده بود. اگر این خواب لعنتی بگذارد مینویسمش. مطمئنم هر که بشنود او هم دهانش مثل من از تعجب و حیرت باز خواهد ماند. اول میخواس...
جایی میانِ این جا نبودن
-
تاریخ: 1396/9/21 ساعت: 7:45
نوجوان بودم. روی جدول کنار خیابان ایستاده بودم. گفتم این بالا انگار روی ابرهاست. چشمانم را بستم و دستانم را باز کردم. ازدحام پیادهرو و همهمهی خیابان رنگ باخته بود. من آن بالا بودم، روی ابرها. انگار که خانه اینجاست، و قرار اینجاست، و همه چیز اینجاست. آرام راه میرفتم، شاید هم میخندیدم. یاد خانه افتادم...
بسمِ ربِّ الهیچ
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 14:34
ما همه یکی بودیم تا آن که او گیسو پریشان کرد، و کثرت پدید آمد...
وادیِ حیرت
-
تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 11:33
و خود را خسته و تنها میان آن هیاهوی غریب موج دریای جنون دیدم شبی آکنده از غربت که از ظلمت برون آورده بود جسم نحیف خویش را نوری پر از تاریکی و وحشت و ترسی سرد و بیپروا تن بیجامهی خود را خموش و گنگ و بینجوا به بالا میکشید از این تن شوریدهحالِ زار
درست همانطور که هست
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:25
ترک آرزو کردم رنج هستی آسان شد سوخت پرفشانیها کاین قفس گلستان شد * دیگر کم کم دارم به مرحلهی ترک تعلّق از آدمها میرسم. این رسیدن، هم ارادی است هم غیر ارادی. هنوز فاصلهی زیادی مانده تا نقطهی رهاییِ کامل، اما قدمهای اول را برداشتهام. دیگر کم کم
پیغمبری باید
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:25
شاید هم بشود گفت یک فرار منفعلانه از روبرو شدن بیواسطه با ترسی که از کودکی با من زاده شد و همپای من رشد کرد. ترس از روبرو شدن با واقعیتی که گریزی از مواجهه و پذیرفتن آن نیست. شاید هم مثل خواب خوشی که میدانی خواب است اما نمیخواهی هیچوقت صبح شود و ب
آفرینش
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 7:25
تنها خدا بود و هیچ نبود. نه ابتدایی بود و نه انتهایی. خداوند عدم را خلق کرد و از دل آن وجود را پدید آورد. ظلمت را خلق کرد و از دل آن نور را پدید آورد. جبر را خلق کرد و از دل آن اختیار را پدید آورد. نفرت را خلق کرد و از دل آن عشق را پدید آورد. ضلالت ر
آه مِن قِلَّةِ الْزّاد
-
تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 6:05
وَ طولِ الْطَّریق....
نفخهی صور
-
تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 6:05
گفتهاند خواب برادر مرگ است. خوش نکتهای است برای معادباوران. چرا که خواب پلی است میان امروز و فردا، که چون نباشد نه امروز امروز است نه فردا فردا. خواب موعد رخت بربستن است از نشئهی "امروز"، و بیداری، رستاخیزی است برای دوباره زنده گشتن و ورود به عالم