بر فلک
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 10:38
قرار بود با پدربزرگ عید فطر برویم یکی از روستاهای اطراف روستای پدری. آب و هوایی عوض کنیم و روز را در میان باغهای سبز و سرخ آلبالو شب کنیم. هفته پیش که دیدمش کمی نفسش تنگ بود ولی سرپا بود. نحیفتر و رخزردتر از پیش. پیرمرد را خیلی دوست داشتم، او هم مرا. از همان کودکی. امروز تمام کرد. همین الان پدرم
آقاجون
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 10:38
ما از همان اول هم هر دو پدربزرگ را "آقاجون" صدا میکردیم. هر دو را. از همان خردسالی و کودکی تا همین امروز. امشب شب بود. واقعا شب بود. روی راهپلههای بیآمد و شدِ خانهی پرشیون پدربزرگ نشسته بودم و به این نام فکر میکردم؛ آقاجون. گرچه دیگر واژهی بیکاربردی است برایم. امشب در حالی که دیگر آقاجونی و
روزهای خاکستری
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
این روزها روزهای غمگینی است برایم، مخصوصا امروز. دلایلش بماند. الحق و الانصاف، جدا از نالههای روزمرهی آدمیان، تف تو این زندگی. کاش واقعا زندگی زیبا بود...
تنهای تنها
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
کاش اگر دختری وارد زندگیم میشود مانند خودم رسته از خیلی چیزها باشد. دستش را که گرفتم با من بیاید تا آن دوردستها که پای هیچ آشنا و دوست و خویش و قومی به آنجا نرسد. فقط خودم و او باشیم و زندگی. علفهای هرز را باید کَند و دور انداخت. باید رفت...
در باب رابطهی داستاننویسی و حال
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
مدت زیادی است که نمیتوانم متنهای بلند بنویسم. دیگر حال و احوال نوشتن و نشاندن واژهها در کنار هم را ندارم. این که کشش انجام هیچ کاری را ندارم به کنار. اما "نوشتن" از جمله چیزهایی بود که غالبا حوصلهی انجامش را داشتهام. اما نمیدانم چه شد که همین هم از دستمان
و قسم به ماه چون در پی آید شمس را
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
تا به حال قرآن را با صوت شیطان شنیدهاید؟ متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می
نیمه شب
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
تنها صدای باد است، و صدای بیامان چرخهای زنگزدهی قطار که بر روی ریل کهنسال دشتی در آن سوی شهر به سوی مقصدی نامعلوم میتازد و سکوت شب را میبلعد. شب از شب پر است و سپیدیِ کمرمق مهتاب از پنجرههای کوچک کوپههای فرسودهی قطار آویزان. چمباتمه زدهام روی سکوت آر
من بودم و او، و بوی مستکنندهی گیسوانِ شب
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
"هنر آن است که حسّ مخاطب را برانگیزاند و درون انسان جوششی پدید آورد..." - «در باب نسبت هنر و انسان». ص ۷۸. ر.کازیمو --» اثری از pascal champion :
باران هست و من، و تو نیستی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:21
در تمام عمرم، باران روی شیروانی را تنها شنیدهام. باران این را دوست ندارد و احساس میکند دارد تلف میشود... خداحافظ گاری کوپر _ رومن گاری کتاب را نخواندهام
چیزینمانده بود مسلمان شویم باز
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بتپرستی باز آ... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای ت...
چیزی نمانده بود
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
برای پست قبل گفته است "ایمان آوردی کازیمو" با کلی علامت سوال. و من میگویم "نه" با کلی علامت تعجب. ما صدای لاهوتی حضرت ناظری را شنیدیم و روحمان بسی قبض و بسط یافت و به قول حضرت مولانا اخوان چیزی نمانده بود مسلمان شویم باز. الحمد لَه که خطر از بیخ گوشمان گذشت اگرنه که چیزی نمانده بود الحق. آن صوت لاهو...
وبلاگ
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
وبلاگنویسی را امری جوششی میدانم نه کوششی. میان ذهن وبلاگنویس و صفحهی سپید وبلاگ باید کمترین فاصله باشد. از این نظر، "وبلاگ"های اندکی را در فضای مجازی دیدهام. روزانهنویسان قرابت بیشتری با وبلاگنویسی حقیقی دارند.
مردهای روی تخت
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
انسان بیامید انسانی مرده است. و من مردهام انسان بیسپر انسانی مرده است. و من مردهام انسان بیرویا انسانی مرده است. و من مردهام انسان بیتلاطم انسانی مرده است. و من مردهام انسان بیآرمان انسانی مرده است. و من مردهام... انتهای راهرو، اتاق ۱۳، روی تخت سوم
نعش موشی گوشهی خیابان
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
کینهای بودن خیلی لذت دارد. امشب رفتیم فوتبال خیابانی، در یکی از کوچه پس کوچههای پایین شهر. پاتوق عدهای است برای فوتبال و والیبال. بنده خدایی بود در تیم رقیب که الحق هیکل بزرگی داشت و الحقتر بد هم بازی میکرد. یعنی از هیکلش استفادهی ناصواب میبرد و ساق و مچ پا را نشانه میرفت بدمصب. البت که مخل
فیلم سیگار خواب
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
زندگی شکل یک فروپاشی عشق اون کودتای مرداده... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آور
از تهی سرشار
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
الا یا ایّها الساقی أدِر آن کأس بی مِی را... - دوری بیهوده و عبث و فاقد معنا. زیرا قدح بیمی است، اما ناگزیر از گردشی بیانتها.
قدرت
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
قدرت ذاتا فسادآور است. باید قدرت را تحدید کرد تا فرعون درون انسانها به بند کشیده شود. اگرنه این انانیت مستتر در ذره ذرهی وجود آدمی، جهانی را به آتش خواهد کشید.
ولی در انزوای خویش
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:56
تا به حال هیچ دختری را نبوسیدهام یا در آغوشش نکشیدهام. این به معنای نتوانستن و بیعرضه بودن نیست. خودم نخواستهام. غیر از آن دورانی که در مذهب غرقه بودم باقی ایام حیاتم بر مدار نفرتم از جنس مونثِ جماعت طی شد. دخترها را خوش نداشتم. اخلاقیات و دغدغهها و تمایلات و وراجیهایشان سرم را به درد میآور
آنچه اندوختم، از سالهایی که رفت و بازنخواهد گشت:
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
انتخابات -۴
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
حرفهای زیادی برای گفتن دارم. قصد داشتم چند پست دیگر پیرامون انتخابات و سیاست و نسبتِ ما با آن بنویسم اما بنا به دلایلی منصرف شدم، یعنی اهمیتی هم ندارد. گمان میبرم موضع من نسبت به انتخابات و الیگارشیِ حاکم در همان اندک پستهایی که اخیرا در وبلاگ قرار دادم تا حدودی عیان باشد. علیالخصوص در «انتخابات -۳»...