در شبِ گیسوانِ تو
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
هنوز لطافتِ پوستِ تنی را لمس نکردهام. هنوز لبانم سرخیِ شرماندودِ لبانی را نبوسیده است. هنوز پریشانیِ گیسوانی را نبوییدهام، هنوز در شب گیسوانِ کسی به خواب نرفتهام. هنوز عشق را تجربه نکردهام. تا به حال عاشق نشدهام. عشق چه طعمی دارد؟ من جوانی نکردم اما جوانی مرا... اما زمانه مرا...
دست ناجوانمرد تقدیر
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
دست ناجوانمردِ تقدیر، در چنان نقطهای میچرخانَدم که هرگز متعلق به آن جا نیستم. هیچگاه متعلق به آنجاهایی که ناگزیر از بودن در آنها بودهام نبودهام. و این بدترین عذاب است. که عادی نخواهد شد. که عادت نخواهم کرد. پریروز که در حال نگاشتن پست «انتخابات -۳» بودم پدر و مادرم در حال پوشیدن لباس بودند برای رفتن...
مانند نام من
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
از اولین ظلمهایی که پدر و مادر میتوانند در حق فرزند خود انجام دهند (بعد از ظلم به دنیا آوردن فرزند) انتخاب نامی برای فرزندشان است که بار ایدئولوژیک داشته باشد. یعنی دلالت بر اعتقاد و باور و مسلک و منش خاصی بکند. نامهای اینچنینی گویی از همان ابتدا انسانی را در حصار تنگِ دین و آیینی خاص محدود و محصور ...
از اصول مانیفست من در عرصهی حیات:
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن به زانکه طفیل خوان ناکس بودن با نان جوین خویش حقّا که به است کالوده به پالودهی هر خس بودن ظاهراً «حضرت خیام»
ای کاش
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
ای کاش ای کاش ای کاش داوری داوری داوری در کار در کار در کار [میبود...] کاشکی کاشکی کاشکی قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار در کار در کار [میبود...] متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می ب...
پسا انتخابات -۱
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 22:50
گفته بودم که رأی آوردن هر یک از نامزدها برایم علیالسویه است. معتقدم منتخب شدن هر یک از نامزدها بر توهم بدنهی هر دو جناحِ پوشالیِ قدرت میافزاید. بدنهی هر دو جناح اعم از دانشگاهیان و حوزویون و ملحقاتشان در توهمی تمامناشدنی به سر میبرند که مدام در حال رشد و نمو است. زیرا اساسا حیات این دو جریان به این ...
در هذیان گرمِ مه
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
بیابان را سراسر، مه گرفتست چراغ قریه پنهان است...
توبه
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
مدتهاست از بحث و گفتگو با حوزویان و شبهحوزویان توبه کردهام و پشت دست را داغ. دلایل برای این تصمیم بسیار دارم، مهمترینش این است که این جماعت چون حقیقت در جیب مبارکشان جای دارد و با خدا خویشاوند نزدیک هستند اساسا هیچیک از گزارههای خویش را ابطالپذی
۱۵:۵۸
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
ساعت ۱۵:۵۸ ساعتِ عاشقی
انتخابات -۱
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
در تاریخ انحطاط ما، در جامعهی بیتفکر، این که یک جوان رأی آوردن یکی از نامزدهای ریاست قوهی مجریه را بمنزلهی رهایی از سیاهی و ظلمت و نکبت، و رأی نیاوردن او را بمثابهی درافتادن در تاریکی و رنج و تباهی بداند نبایستی چندان غیرعادی تلقی شود. دوری از ا
انتخابات -۲
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
من در نوشتههایم به جای واژهی «رئیسجمهور» از واژهی «رئیس قوه مجریه» استفاده میکنم. و بین این دو تفاوت بسیار است، فتَدبَّر.
و وای به حال آنان که برهوت را انکار میکنند...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
«بیابان را سراسر مهگرفتهست» «نه پای رفتن و نی جای برگشت» است، «باغبان و رهگذاری نیست» «صدایی نیست، نور آشنایی نیست، حتی از نگاه مردهای هم رد پایی نیست». «اندر این گوشهی خاموش فراموش شده، کز دم سردش هر شمعی خاموش شده» «صدایی نیست الا پتپت رنجور ش
انتخابات -۳
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
سال ۸۴ هنگامی که احمدینژاد به ریاست قوهی مجریه رسید در حضور خبرنگاران جملهی مهمی را بر زبان آورد. او گفت: «وارد محدودهی ممنوعهی قدرت شدهام...» فارغ از احساس و دیدگاهمان نسبت به جناب احمدینژاد به نظرم این جمله از واقعیتی قابل توجه حکایت میکند
جوانی
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 3:57
در آینه به خودم زل زدم. در چشمانم اندوه سالها تنهایی و رنج و غربت را خفته در هالهای از غبار دیدم. گریستم اما اشکی نبود. سالهاست اشکی نیست. من جوانی نکردم اما جوانی مرا... اما زمانه مرا...
در گیسویت غرق کن مرا
-
تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 2:29
ای سبزترین آبیِ دلگیرِ آسمان. ای آبیترین سپیدیِ رؤیاهای هر شب. ای سپیدترین سیاهیِ شبهای درازِ فراق. ای سیاهترین سرخیِ مرگ لحظهها. ای سرخترین سبزیِ برگهای خاموشِ خزان. ای رنگدهندهی بیرنگترین ثانیههای رفته بر باد. ای همهی همهی همهها. رقص بلندِ گیسوان پریشانت را در اعماق بیسوی تاریکی شبهای تنهایی از من...
قربانِ زخمههای تو خون پاش و نغمه ریز
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 4:16
استاد بی نظیر، حسین سمندری پر از کدام چشمه و دریا کنی سبو؟سر حدی عجیب تو فریاد قرن هاستدر آن دوتار گشته نهان، گرم های و هو از من به "شیخ احمد جام" تو صد سلام آن ژنده پیل ِ زنده دل ِ صاحب آبرو ساز عزیز خویش شنیدم فروختی کارزان تری از آن بخری، بر
پوشیده چون جان
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 4:16
چیزی نمانده بود مسلمان شویم بازز "الله" و "یار" گفتن آن پیر نیکخو...
تُفو
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 19:28
از این هفت هشت میلیارد انسان دو پا یه نفر نیست چه تو عالم مجازی چه تو دنیای واقعی خبری از ما بگیره، حالی از ما بپرسه. بگه مردهای، زندهای. خوبی، بدی. خوشی، ناخوشی؟ یعنی اوووووووووه توی دنیای به این بزرگی هیچ بنیبشری نیست که ما براش مهم باشیم؟ عمرمون گذشت و رفت. هیچکسی هم نیست یه لیوان آب بده دستمون. ...
بگشای لب
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 5:29
مرواریدِ دستانت، لرزش سینههایت، پریشانی گیسوانت، سیاهی چشمانت، عطر خوابکنندهی تنت، سرخی لبانت... هیچکدامْ دیگر قادر نیستند مرا اغوا کنند. تنها جادوی کلماتت است که هنوز چون ماهی کوچکی در رود تنم بالا میرود و از افسونی سپید لبریزم میکند...
بزن که سوز دل من به ساز میگویی -۸ (بزم تو)
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 5:29
من عودم و از سوختنم نیست رهایی... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین ن